X
تبلیغات
رایتل
حرف دل
  
 سوز دل یه تافته ی جدا بافته
 
آرشیو
 
پنج‌شنبه 27 بهمن‌ماه سال 1384
آرزوی کودکی

هممون وقتی کوچیک بودیم دوست داشتیم زودتر بزرگ بشیم درس بخونیم دکتر مهندس بشیم بریم سر کار زن بگیریم ( این دوتا آخری مخصوص آقا پسراست ) .

حالا از اون آرزوی من خیلی میگذره وقتی این موضوع رو با دوستام مطرح میکنم اکثرشون میگن ای کاش هیچ وقت بزرگ نمیشدیم . هر کسی یه جایی گیر کرده . ولی من زندگیمو دوست دارم اصلا دوست ندارم که برگردم به بچگیام .

ولی به قول قدیمی ها مثل خر تو گل گیر کردم حالا که مثلا بزرگ شدم هزارتا مشکل دارم دارم درس میخونم ولی با نخوندن فرقی نداره میخوام برم سر کار ولی کاری رو که از نظر زمانی به کلاسام بخوره پیدا نمیکنم میخوام زن بگیرم ولی نه کار دارم نه تکلیف درسم مشخصه .

نمیدونم چرا همه چیز با هم داره خراب میشه شاید به این خاطر که اصلا بنده خوبی نبودم خدا هم میخواد تلافی کنه ولی نه خدا خیلی بزرگتر از این حرفاست شاید میخواد امتحانم کنه آره امتحان ولی, این طوری که از ظاهر صورت مسئله معلومه یه معادلست با هزارتا مجهول اگر هم اشتباه حل کنم همه چیز تموم میشه همه چیز.

دلم گرفته ولی مجبورم تو چشماش نگاه کنم و بخندم دیروز که زنگ زد دیگه نتونستم جلوی خودمو بگیرم ....

اون قدیم ندیما یکی که سنش دورقمی میشد میفرستادنش قاطی مرغا همه چیزو راحت میگرفتن یه زندگی سادرو شروع میکردن یواش یواش سروسامون میگرفتن و زندگیشون خوب میشد ولی حالا همونا که الان پدر مادر عزیز ما هستن اجازه ی این ازدواج ها رو نمیدن الان بابای هر دختری انتظار داره یکی که میاد دخترشو بگیره همه چیز داشته باشه ( خونه ماشین ویلای شمال .... ) بعد با این شرایط یکی که مثل من دوست داره همه زندگیشو خودش درست کنه ضرر میکنه.

 میترسم برم جولو همه چیز خراب بشه از یه طرف دیکه وقتم کمه باید زودتر یه کاری کنم ولی با چی؟

با این شرایط بازم نمیخوام برکردم به بچگیم چون دو سال و ... ماه که هدفمو پیدا کردم ولی نمیدونم چرا همه چیز دست به دست هم داده که ....

میترسم اون این وسطه آسیب روحی ببینه خیلی سعی میکنم همه چیزو مرتب نشون بدم ولی خوب اونم آدمه میفهمه دیگه تا کی خودمو اینجوری نشون بدم بعضی وقتها مثل دیروز دیگه نمیتونم خودمو کنترل کنم و بنده خدا به خاطر من چقدر ناراحت میشه وقتی میبینم که اینقدر به خاطر من ناراحت میشه برا خودم آرزوی مرگ میکنم کلی هم به خودم فحش میدم ولی اون چیزی که نباید میشد شده نمیدونم تا کی این جریان ادامه داره ولی تمام سعیمو میکنم زودتر تمومش کنمو.....

انشاالله که درست میشه امیدم فقط به خود خداست .

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 120531


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها