حرف دل
  
 سوز دل یه تافته ی جدا بافته
 
آرشیو
 
چهارشنبه 11 مرداد‌ماه سال 1385
راه حل

 

نمیدونم چرا بعضی وقتها شرایتی برای آدم پیش میاد که آدم نه راه پس داره نه راه پیش آخه چرا باید اینجوری باشه؟

میگم خدا جون حالا که اینجوری امتحان میکنی به این سختی یه راهنمایی هم بکن تا منم بتونم راه حل رو پیدا کنم .

بعضی وقتها هم هست که یه کاری میخوای انجام بدی فکر میکنی که به همه چیز فکر کردی و تو محاسباتت هیچ ایرادی نداری در اینجور مواقع به یه نتیجه یا چند نتیجه مشخص میرسی که اگه این کارو انجام بدی اینجوری میشه ولی وقتی فکرتو عملی میکنی میبینی یه نتیجه کاملا متفاوت که اصلا بش فکر نکرده بودی بدست میاد واقعا تو اینجور موارد چه کار میکنید ؟ غافلگیری تا چه حد؟

ولی خوب همیشه تو اینجور موارد خدا رو شکر میکنم چون همیشه یه شرایت بدتری هم هست که امکان داشت ما تو اون شرایت باشیم.

برام خیلی دعا کنید تو این چند وقت بدترین شرایت تو کل زندگیم رو داشتم . نه اشتباه نکنید نه دپرسم نه کم آوردم فقط ناراحتم که الان کاری ازم بر نمیاد و زمان باید مشخص کنه که چی میشه.

موفق باشید التماس دعا

یا حق

 

 


 
جمعه 23 تیر‌ماه سال 1385
التماس دعا

سلام

برام دعا کنید که خیلی محتاجم

ممنون

یا خق


 
یکشنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1385
دل دیوونه من

خستم

خیلی خسته بیشتر از همه کس و همه چیز از خودم خستم . از خودم خستم چون حال و حوصله کسی رو ندارم ولی مجبورم بگم بخندم شوخی کنم تا یه وقت کسی از دستم دلگیر نشه این روزا تنها دوستم سیگار شده خیلی قشنگ برام میسوزه برام مهم نیست که ضرر داره یا نه در بارش هم کتاب زیاد خوندم ولی خوب به جای اینکه این رفیق چند ساله رو بذارم کنار بیشتر ازش خوشم اومده... بیخیال .

نمیدونم چی بنویسم فقط اومدم تا یه ذره خالی بشم دلم میخواد برم یه جا انقدر داد بزنم که بیحال بشم بعد بیفتم و دیگه از جام پا نشم دیوار اتاقم دیگه جایی برای مشت زدن من نداره همش مثل کف خیابون جولوی خونمون بالا پایینه .( نه من زورم زیاد نیست دیوار نم کشیده) .

 نمیدونم میشه تو این وبلاگ داد زد یا نه؟ نه هر کاری میکنم در و دیوار وبلاگ نمیلرزه دوباره باید تو دلم داد بزنم ولی آخه این دل دیوونه ی من چه گناهی کرده؟ ولی دیگه جایی ندارم ....

دلم یه جوریه نمیدونم چه حسیه ولی .... نمیدونم فکر کنم گرفته  دلم مهم نیست منم مهم نیستم فقط اون مهمه .  خدایا دل من مهم نیست دل اون اگه گرفته کمکش کن تا بیشتر از این ....

 آخ خدایا نمیگم مشکلاتم رو حل کن فقط یه راهی جلو پام بذار که خیلی گیجم حد اقل بم پشتکار بده تا همین مسیر و برم و کم نیارم

دیگه نمیتونم بنوسیم


 
دوشنبه 25 اردیبهشت‌ماه سال 1385
my sky

قسم به نغمه ی باران بمان بهانه ی من

                                                                 بدون تو تپش آفتاب کم رنگ است

به هر کجا که روی هر زمان و هر لحظه

                                                                 دلم همیشه برای تو  تنگ  است

 

 

every body say sky is blue

 but i say its brown

 because my sky is your eyes 


 
دوشنبه 28 فروردین‌ماه سال 1385
چند کلمه درد دل با خدا

خیلی دلم گرفته ولی ایندفه به خاطر مشکلاتم نیست . مشکلات حل میشه .

وقتی خوب فکر میکنم میبینم ما آدما چقدر پررو هستیم همه کاری میکنیم تا برامون یه مشکل پیش میاد مومن میشیم و دست به دامن خدا میشیم . چرا؟

خدایا: دلم گرفته

خدا با من آشتی میکنی؟ خدا جون میدونم بنده خوبی نبودم . نیستم خدا دیگه خودم هم نمیتونم برای خودم کاری انجام بدم فقط کار خودته . خدای خوبم با من قهر کردی؟ مگه میشه تو با بندت قهر کنی میدونم اشتباه کردم خوب تو ببخش . خودت یه نظری کن میدونی که چقدر دوست دارم آدم بشم اگه تو هم ولم کنی که دیگه کسی رو ندارم الان یه کوچولو نگام کن ببین چقدر تنهام !!! ببین اگه دستمو نگیری فنا میشم اگه تو هم منو فراموش کنی دیگه پیش کی برم؟ من که جز تو کسی رو ندارم . همه کسم تویی . خدا جون منم دل دارم ببین گرفته!! رفتم پیش امام رضا میدونم آقا از رفتنم خوشحال نشد میدونم اون فضای ملکوتی رو به هم زدم خوب میخواستم حرف دلم رو بش بگم ولی .... خودت نظری کن خدای مهربونم تو گفتی هیچی به اندازه اشک چشم بنده گناهکار و پشیمونم برام ارزش نداره خدایا به همین اشکهام قسمت میدم کمکم کنی و پر رویی منو ببخشی......منو ببخش که اینجوری باهات حرف میزنمبه خودت قسم قصد جسارت ندارم تو خودت با مهربونیات منو پررو کردی خدایا تنهام نذار و دستم رو بگیر.... خدایا منو حتی برای یه لحظه رها نکن . 

 


 
شنبه 19 فروردین‌ماه سال 1385
یه سلام با کلی حرف

میگن سالی که نکوست از بهارش پیداست . شروع بدی نداشتم ولی خیلی سخت بود و داره سخت تر هم میشه . مسئله ای نیست من آمادگی هر نوع مشکلی رو دارم ولی نمیخوام بازنده باشم .

به خودم ایمان دارم میدونم که میتونم همه چیز رو خودم درست کنم ولی به زمان نیاز دارم حد اقل یک سال زمان نیاز دارم ولی ایلان من این زمان رو ندارم و در واقع یک سال از برنامه عقب هستم. قرار بود فردا مادرم زنگ بزنه و صحبت کنه ولی وقتی استخاره کردم بد اومد منم به هیچ وجه نمیخوام ریسک کنم چون ارزش نداره.

خلاصه اینکه گفتم هفته دیگه. برام دعا کنید چون با دستای خالی دارم میرم تا یه زندگی رو شدوع کنم من به رحمت پروردگار ایمان دارم و از این بابت خیالم راحته ولی خوب هر پدر و مادری هم خوشبختیه دخترشون رو میخوان به هر حال اونا هم برای خودشون یه سری معیار دارن در این مورد حق کاملا با اوناست ولی امیدوارم تا حدی شرایط منو هم درک کنن .

این چند روزه تمام فکر و ذکرم موتوجه این موضوع بود دارم داغون میشم اون هم از من بدتر مجبورم که جولو ی اون همه چیز رو کاملا مرتب نشون بدم.

هفته پیش دیگه طاقت نیوردم رفتم مشهد دست به دامن امام رضا شدم دو روز موندم اومدم به امید مدد آقا. قبلش هم اینقدر دلک گرفته بود که با اینکه دانشگاه تعطیل بود رفته بودم تاکستان چند روز مونده بودم الانم امیدم به خود خداست .

نمیتونم یه سری مسائل رو باز کنم فقط بگم سنگ جلوی پام زیاده برام دعا کنید .

دلم خیالی گرفته . نمیدونید الان چقدر دوست دارم برم یه جا فقط داد بزنم تا یه ذره خالی بشم خسته شدم از بسکه با سیلی صورتم رو سرخ کردم. خسته شدم از بسکه تو ظاهر فقط خندیدم و تو دلم یه آشوب بود. میدونید؟ خیلی سخته یه چیزی تو گلوت سنگینی کنه و مجبور باشی که بخندی .

تنها جایی که میام یهذره خودمو خالی میکنم این وبلاگ چند روز پیش یکی از رفقام میگفت آدمی به خوشیه تو ندیدم ولی نمیدونست تو دلم چی میگذره من چیزی نگفتم فقط خندیدم . ۱۰ روز دیگه چهلم دوستمه خیلی دلم براش تنگ شده الان یه ماه که از پیش ما رفته ( یه فاتحه برای رفتگان بخونید ) بیخیال غم بسه.

ولی با این حال زندگیمو دوست دارم نمیخوام به عقب برگردم دوست دارم با سرعت زیاد به جلو حرکت کنم با اینکه بی صبرانه منتظر مرگم ولی زندگیم رو دوست دارم .

خوب بسه زیادی حرف زدم. برای همتون آرزوی سال خوبی رو میکنم .


 
دوشنبه 29 اسفند‌ماه سال 1384
یه سال دبگه تموم شد

دوباره سلام

یه سال دیگه هم تموم شد  چطور بود؟

یه سال گذشت خیلی ها پارسال پیش ما بودند ولی امسال نیستند نمیدونم شاید ما هم امسال باشیم و سال دیگه... آماده اید؟ سفر رو میگم اگه الان ازراییل بیاد آماده اید ؟ یا اینکه دنبال بهونه هستید تا ازراییلو بپیچونید؟ این چند روزه یعنی از وقتی که دوستم خودکشی کرده خیلی به فکر مرگم نمیدونم شاید خدا داره خبر میده که منم باید آماده سفر باشم . شاید منم تا چند روز دیگه باید بارو بندیلم رو ببندم و به سفر آخرم برم.

میدونم خوشتون نمیاد الان تو این موقعیت از مرگ حرف بزنم ولی حقیقت همینه .

بگذریم بریم سراغ حساب و کتاب سال ۸۴ .

خیلی دلم گرفته الان من باید بهترین وضعیت رو داشته باشم ولی به خاطر یه سری کارای اضافی اونی که باید میشد نشد.

وفتی خوب نگاه میکنم میبینم همه چیز دست خودم بود منم سعی کردم بهترین کار رو انجام بدم ولی یه اشتباه کوچیک همه چیز رو خراب کرد. حالا میفهمم که تو این دنیا همه چیز به هم دیگه ربط داره ما جواب همه کارامون رو میگیریم اگه خوب باشه حالشو میبریم اگه بد باشه داغشو میبینیم دیر یا زود داره ولی سوخت و سوز نداره اگه این دنیا نشد اون دنیا ولی حتما تو همین دنیا اثر کارامون رو میبینیم .

بسه دیگه بریم سراغ عید خودمون. 

برای همه شما عزیزان هم  آرزوی توفیق روز افزون رو دارم انشاالله که همتون سال خوبی داشته باشید من رو هم دعا کنید که خیلی محتاجم به دعای خیر شما دوستان.

                                       عیدتون مبارک 


 
یکشنبه 21 اسفند‌ماه سال 1384
آخرین سفر
تشکیل پرونده برای یک سفرهمیشگی

هوالمحبوب

نام :انسان                       نام خانوادگی : آدمی زاد            نام پدر : آدم                   نام مادر : حوا

لقب : اشرف مخلوقات                 نژاد : خاکی                   صادره : دنیا

ساکن : کهکشان راه شیری منظومه شمسی جنب کره ماه کره زمین                  مقصد : برزخ

ساعت پرواز : هروقت که خداصلاح بداند

مقصد نهایی : بهشت اگر نشد جهنم

وسایل مورد نیاز :

۱ -دومتر پارچه سفید ۲ - عمل نیک ۳ - انجام واجبات وترک محرمات ۴ - امر به معروف ونهی از منکر ۵ - دعای والدین ومومنین ۶ - نماز اول وقت ۷ - ولایت ائمه اطهار ۸ - اعمال صالح  تقوا  ایمان

 

توجه :

خواهشمنداست برای رفاه خود خمس وزکات راقبل ازپرواز پرداخت نمائید

از آوردن ثروت  مقام  منزل  ماشین  حتی داخل فرودگاه جداخودداری شود

حتما قبل از حرکت به بستگان خود توصیه کنید تا از آوردن دسته گلهای سنگین  وسنگ قبر گران وطلایی ونیزمراسم پرخرج خودداری کنند.

جهت یادگاری قبل ازپرواز از اموال خود بین فرزندان وامور فقرا ومستضعفین تقسیم نمائید

ازآوردن بار اضافی از قبیل تهمت غیبت حق الناس وغیره خودداری شود

برای کسب اطلاعات بیشتر به قران وسنت پیامبر(ص) مراجعه شود

تماس ومشاوره به صورت شبانه روزی  رایگان  مستقیم  وبدون وقت قبلی امکان پذیر است

در صورتی که قبل از پرواز به مشکلی برخوردید با شماره های زیر تماس حاصل فرمائید :

۱۸۶ سوره بقره    ۴۵ سوره نساء    ۱۲۹ سوره توبه  ۵۵ سوره اعراف   ۲۰و۳۰ سوره طلاق

امیدواریم سفر آسوده ای را درپیش داشته باشید

سرپرست کاروان : حضرت عزرائیل(س)

 


 
شنبه 20 اسفند‌ماه سال 1384
.....

نمیدونم چی بگم از کجا بگم اصلا برای چی باگد بگم فقط میدونم میخواب مثل همیشه یه سری چرت و پرت سر هم کنم و به این کامپیوتر بدبخت بدم تا بذار اینجا.

دیشب یه بنده خدایی خودکشی کرد نمیدونم کارش درست بوده یا غلط .

به نظز من خودکشی انواع مختلفی داره یکی براش مشکل پیش میاد خودکشی میکنه ولی یکی میبینه که دیگه تو این دنیا کاری نداره جایی نداره به نظر من اگه این آدم خودکشی کنه هیچ ایرادی نداره اون بنده خدا هم که میگم به نظر خودش دیگه جایی تو این دنیا نداشت به خاطر همین رفت که حد اقل یکی برای عذاب دادنش هم که شده وقتش رو صرف اون کنه .

میدونید از وقتی که این جریان رو فهمیدم خیلی دلم گرفت به خیلی فکر کردم تا به این نتیجه ها که گفتم رسیدم به خودم فکر کردم دیدم که هنوز یه دلیل قانع کننده دارم که زنگی کنم دیدم دلم طاقت نمیاره رفتم دانشگاهش تا با چشمای خودم یه بار دیگه از نزدیک ببینمش نمیدونم چرا بعد از دو سال و خورده ای وقتی میبینمش یه دفه دلم میریزه وقتی دیدمش جلو  نرفتم از دور فقط نگاه کردم احساس غرور میکردم . داشتم تنها دلیلم رو برای زندگی تو این دنیا میدیدم دلم میخواست داد بزنم نمیدونم چرا .

یه ذره خیالم راحت شد من هنوز تو این دنیا جایی برای زندگی دارم هنوز یکی هست که قلبم براش تلپ تلپ کنه خوب خدا رو شکر .

ولی بازم فکر اون رفیق ولم نمیکنه خیلی دلم گرفته خدا به هممون رحم کنه ....


   1       2    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 96835


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها